محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

6

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

شوربختيهاى خويش داشت كه به كلى موضوع اندلس بزرگ ، حتى زندگى و مرگ يا به عبارت ديگر مبارزه بر ضد خصم هميشگى - اسپانياى مسيحى - را از ياد برده بود . البته پريشانى و پراكندگى اندلس بدين‌گونه ، چيزى نبود جز نتيجهء طبيعى يك سلسله عوامل سياسى و اجتماعى كه در دوره‌هاى پيشين قدبرافراشته بود . حتى مىتوانيم اين عوامل را به آغاز قيام دولت اموى ، يعنى عهد عبد الرحمان الداخل برگردانيم . ديديم كه اين زعيم نيرومند پس از آنكه اندلس را چون ميراثى تصاحب كرد و كار بر او قرار گرفت ، با تمام نيروى خود قدرت را يكسره از آن خود كرد و گرايشهاى قبيلگى را سركوب نمود و رؤساى عرب را كه در اينجا و آنجا براى خود دم‌ودستگاهى ترتيب داده بودند ، از ميان برداشت . جانشينان او - ديگر امراى اموى - نيز در تعقيب و از ميان بردن عصبيتهاى عربى پاى به جاى پاى وى گذاشتند . اين نبرد ميان قدرت مركزى و مخالفان آن ، در اواخر قرن سوم هجرى به اوج خود رسيد . اين امر ، در آغاز افروخته شدن آشوب بزرگ و مبارزه ميان مولدين و عرب در عهد امير عبد اللّه بن محمد بن عبد الرحمان ( 275 - 300 ه ) بود ؛ يعنى زمانى كه لهيب آشوب در هرناحيه از نواحى اندلس زبانه مىكشيد و زعماى بربر و عرب در بيشتر نواحى سر برداشته بودند و ايالات و شهرهاى بزرگ در هواى جدا شدن از قرطبه سرازپاى نمىشناختند . امير عبد اللّه بن محمد بن عبد الرحمان توانست آتش آشوب را در همه‌جا فرونشاند و سلطهء بنى اميه را از خطر برهاند . پس از او عبد الرحمان الناصر آمد و اين مهم به پايان آورد و ريشه‌هاى فتنه را بركند و با هروسيله كه بود پايه‌هاى سلطهء خويش استوار كرد و قبايل و خاندانهاى عرب را كه داراى شدت و عصبيت بودند ، سخت طرد نمود و به رياست و زعامت محلى ايشان پايان داد . آنگاه به استمالت و بركشيدن موالى و صقالبه روى آورد و به آنان اعتماد نمود و اوامرشان در همه‌جا نافذ گردانيد . اينان در عهد او چه در دربار خلافت و چه در لشكر و حكومت بالاترين منصبها را اشغال كردند و بدين سبب ، قبايل عربى رشتهء و لا از او گسستند . شكستى كه عبد الرحمان در نبرد مشهور خندق در سال 327 ه خورد ، تا حد بسيارى به سبب خشم و نفرت زعماى عرب از سياست او در خوار كردن و محو نفوذ و مكانت ايشان بود . چون محمد بن ابى عامر زمام قدرت به دست گرفت در همان راه گام برداشت و همهء همش محكم ساختن پايه‌هاى قدرت حكومت مركزى و فروكوفتن هرقدرت